X
تبلیغات
رایتل

خدانویس
تجربیات و تحریرات یک بنده خدا
قالب وبلاگ

گروهی نشینند با خوش پسر

که ما پاکبازیم و صاحب نظر

ز من پرس فرسودهٔ روزگار

که بر سفره حسرت خورد روزه‌دار

از آن تخم خرما خورد گوسپند

که قفل است بر تنگ خرما و بند

سر گاو و عصار از آن در کَه است

که از کنجدش ریسمان کوته است


بوستان (سعدی نامه)، باب هفتم، قسمت پایانی حکایت هجدهم

[ چهارشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ وحید ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 2936